سر در آوردن / آشنا بودن
English: to know one's way around, to be familiar with
Er kennt sich gut mit Computern aus.
او از کامپیوتر خوب سر در میآورد.
Der Arzt kennt sich sehr gut mit dieser Krankheit aus.
پزشک با این بیماری سررشته بسیار خوبی دارد.
«sich auskennen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.