سطح B2فعل

sich durchsetzen

حرف خود را به کرسی نشاندن

English: to assert oneself

صرف فعل sich durchsetzen

حال
er setzt sich durch
گذشته‌ی ساده
setzte sich durch
پرفکت
hat sich durchgesetzt

جمله‌ی مثال با sich durchsetzen

  • Er konnte sich mit seiner Idee durchsetzen.

    او توانست با ایده‌اش موفق شود.

مترادف و متضاد

«sich durchsetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.