به صرفه بودن / ارزش داشتن برای
English: to pay off for, to be worthwhile for
Die harte Arbeit hat sich ausgezahlt.
کار سخت نتیجه داد (به صرفه بود).
«sich auszahlen für» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.