سطح B2فعل

sich auszahlen für

به صرفه بودن / ارزش داشتن برای

English: to pay off for, to be worthwhile for

گرامر

حرف اضافه
für + Akk

صرف فعل sich auszahlen für

حال
es zahlt sich aus
گذشته‌ی ساده
zahlte sich aus
پرفکت
hat sich ausgezahlt

جمله‌ی مثال با sich auszahlen für

  • Die harte Arbeit hat sich ausgezahlt.

    کار سخت نتیجه داد (به صرفه بود).

مترادف و متضاد

«sich auszahlen für» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.