سطح B2فعل

sich versammeln

گرد آمدن، جمع شدن

English: gathering

صرف فعل sich versammeln

حال
er versammelt sich
گذشته‌ی ساده
er versammelte sich
پرفکت
hat sich versammelt

جمله‌ی مثال با sich versammeln

  • Die Gäste versammeln sich im Saal.

    مهمان‌ها در سالن جمع می‌شوند.

مترادف و متضاد

متضاد

«sich versammeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.