سطح B2فعل

sich abheben von

متمایز بودن از

English: to stand out from

گرامر

حرف اضافه
von + Dat

صرف فعل sich abheben von

حال
er hebt sich ab
گذشته‌ی ساده
hob sich ab
پرفکت
hat sich abgehoben

جمله‌ی مثال با sich abheben von

  • Sie möchte sich von der Masse abheben.

    او می‌خواهد از جمعیت متمایز باشد.

مترادف و متضاد

«sich abheben von» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.