سطح C1فعل

schwingen

تاب دادن

English: to swing

صرف فعل schwingen

حال
er schwingt
گذشته‌ی ساده
schwang
پرفکت
hat geschwungen
امری
schwinge! / schwingt!
  • ich schwinge
  • du schwingst
  • er/sie/es schwingt
  • wir schwingen
  • ihr schwingt
  • sie schwingen

جمله‌ی مثال با schwingen

  • Zukünftig werde ich mein Tanzbein nicht schwingen.

    از این به بعد دیگر نمی‌رقصم.

«schwingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.