سطح C2فعل

pulsieren

تپیدن

English: to pulsate, to throb

صرف فعل pulsieren

حال
er pulsiert
گذشته‌ی ساده
pulsierte
پرفکت
hat pulsiert
امری
pulsiere! / pulsiert!
  • ich pulsiere
  • du pulsierst
  • er/sie/es pulsiert
  • wir pulsieren
  • ihr pulsiert
  • sie pulsieren

جمله‌ی مثال با pulsieren

  • Die Delta-Scuti-Sterne pulsieren auf interessante Art und Weise.

    ستاره‌های دلتا اسکوتی به شکلی جالب می‌تپند.

«pulsieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.