سطح C1فعل

schwinden

کاهش یافتن / محو شدن

English: to dwindle, to fade

صرف فعل schwinden

حال
es schwindet
گذشته‌ی ساده
schwand
پرفکت
ist geschwunden
امری
schwinde! / schwindet!
  • ich schwinde
  • du schwindest
  • er/sie/es schwindet
  • wir schwinden
  • ihr schwindet
  • sie schwinden

جمله‌ی مثال با schwinden

  • Meine Hoffnung ist allmählich geschwunden.

    امید من به تدریج محو شد.

«schwinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.