سطح B2فعل

pendeln

رفت‌وآمد روزانه / هر روز به محل کار رفتن

English: to commute

صرف فعل pendeln

حال
er pendelt
گذشته‌ی ساده
er pendelte
پرفکت
er hat gependelt
امری
pendle! / pendelt!
  • ich pendle
  • du pendelst
  • er/sie/es pendelt
  • wir pendeln
  • ihr pendelt
  • sie pendeln

جمله‌ی مثال با pendeln

  • Er pendelt täglich nach München.

    او هر روز به مونیخ رفت‌وآمد می‌کند.

«pendeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.