چرب کردن، مالیدن
English: to grease, to smear
Du musst die Türangeln schmieren.
باید لولاهای در رو روغنکاری کنی.
Du musst die Scharniere gut schmieren, damit sie nicht quietschen.
باید لولاها را خوب گریسکاری کنی تا صدا ندهند.
«schmieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.