سطح B1فعل

schmieren

چرب کردن، مالیدن

English: to grease, to smear

صرف فعل schmieren

حال
er schmiert
گذشته‌ی ساده
schmierte
پرفکت
hat geschmiert
امری
schmiere! / schmiert!
  • ich schmiere
  • du schmierst
  • er/sie/es schmiert
  • wir schmieren
  • ihr schmiert
  • sie schmieren

جمله‌ی مثال با schmieren

  • Du musst die Türangeln schmieren.

    باید لولاهای در رو روغن‌کاری کنی.

  • Du musst die Scharniere gut schmieren, damit sie nicht quietschen.

    باید لولاها را خوب گریس‌کاری کنی تا صدا ندهند.

«schmieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.