سطح C2فعل

ölen

روغن‌کاری کردن

English: to oil, to lubricate

صرف فعل ölen

حال
er ölt
گذشته‌ی ساده
ölte
پرفکت
hat geölt
امری
öle! / ölt!
  • ich öle
  • du ölst
  • er/sie/es ölt
  • wir ölen
  • ihr ölt
  • sie ölen

جمله‌ی مثال با ölen

  • Du solltest die Tür ölen, sie quietscht.

    باید در را روغن‌کاری کنی، جیرجیر می‌کند.

«ölen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.