سطح B2فعل

schmelzen

ذوب شدن

English: to melt

صرف فعل schmelzen

حال
es schmilzt
گذشته‌ی ساده
schmolz
پرفکت
ist geschmolzen
امری
schmilz! / schmelzt!
  • ich schmelze
  • du schmilzt
  • er/sie/es schmilzt
  • wir schmelzen
  • ihr schmelzt
  • sie schmelzen

جمله‌ی مثال با schmelzen

  • Der Schnee schmilzt in der Sonne.

    برف زیر آفتاب ذوب می‌شود.

مترادف و متضاد

«schmelzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.