سطح C2فعل

erstarren

خشک شدن، منجمد شدن

English: to stiffen, to freeze

صرف فعل erstarren

حال
er erstarrt
گذشته‌ی ساده
erstarrte
پرفکت
ist erstarrt
امری
erstarr! / erstarrt!
  • ich erstarre
  • du erstarrst
  • er/sie/es erstarrt
  • wir erstarren
  • ihr erstarrt
  • sie erstarren

جمله‌ی مثال با erstarren

  • Wer am Ende geht, wird erstarren.

    کسی که آخر سر برود، خشکش می‌زند.

«erstarren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.