سطح B2اسم

die Schnittstelle

رابط، درگاه

English: interface, port

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Schnittstellen

جمله‌ی مثال با Schnittstelle

  • Die Messwerte lassen sich über die serielle Schnittstelle auslesen.

    مقادیر اندازه‌گیری‌شده را می‌توان از طریق پورت سریال خواند.

  • Die Schnittstelle zu unserem Zahlungsanbieter funktioniert nicht.

    رابط متصل به ارائه‌دهنده خدمات پرداخت ما کار نمی‌کند.

«Schnittstelle» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.