سطح B2فعل

schmeißen

پرتاب کردن، انداختن

English: to throw, to fling

صرف فعل schmeißen

حال
er schmeißt
گذشته‌ی ساده
schmiss
پرفکت
hat geschmissen
امری
schmeiß! / schmeißt!
  • ich schmeiße
  • du schmeißt
  • er/sie/es schmeißt
  • wir schmeißen
  • ihr schmeißt
  • sie schmeißen

جمله‌ی مثال با schmeißen

  • Jungen schmeißen Schule eher als Mädchen.

    پسرها زودتر از دخترها مدرسه را رها می‌کنند.

«schmeißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.