سطح C2فعل

postieren

قرار دادن، مستقر کردن

English: to post, station

صرف فعل postieren

حال
er postiert
گذشته‌ی ساده
postierte
پرفکت
hat postiert
امری
postier! / postiert!
  • ich postiere
  • du postierst
  • er/sie/es postiert
  • wir postieren
  • ihr postiert
  • sie postieren

جمله‌ی مثال با postieren

  • Soll man nach diesen Terroraktionen überall im Land Bereitschaftstruppen postieren?

    آیا بعد از این حملات تروریستی باید در همه‌جای کشور نیروهای آماده‌باش مستقر کرد؟

«postieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.