سطح C1فعل

platzieren

قرار دادن

English: to place, to position

صرف فعل platzieren

حال
er platziert
گذشته‌ی ساده
platzierte
پرفکت
hat platziert
امری
platzier! / platziert!
  • ich platziere
  • du platzierst
  • er/sie/es platziert
  • wir platzieren
  • ihr platziert
  • sie platzieren

جمله‌ی مثال با platzieren

  • Die platzieren sich in der Nähe von anderen großen Firmen.

    آن‌ها نزدیک شرکت‌های بزرگ دیگر جای می‌گیرند.

«platzieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.