سطح B2فعل

aufstellen

نصب کردن، قرار دادن

English: to install, to set up

صرف فعل aufstellen

حال
er stellt auf
گذشته‌ی ساده
stellte auf
پرفکت
hat aufgestellt
امری
stell auf! / stellt auf!
  • ich stelle auf
  • du stellst auf
  • er/sie/es stellt auf
  • wir stellen auf
  • ihr stellt auf
  • sie stellen auf

جمله‌ی مثال با aufstellen

  • Wir werden Scheinwerfer aufstellen.

    نورافکن نصب میکنیم.

«aufstellen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.