[pɔsˈtiːʁən]
قرار دادن، مستقر کردن
معنی، مثال و مترادفِ postieren ←Soll man nach diesen Terroraktionen überall im Land Bereitschaftstruppen postieren?
آیا بعد از این حملات تروریستی باید در همهجای کشور نیروهای آمادهباش مستقر کرد؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی