[ˈpɛndl̩n]
رفتوآمد روزانه / هر روز به محل کار رفتن
معنی، مثال و مترادفِ pendeln ←Er pendelt täglich nach München.
او هر روز به مونیخ رفتوآمد میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی