مشاهده کردن، زیر نظر گرفتن
English: to observe, to surveil
Die Polizei observiert den Verdächtigen seit Tagen.
پلیس روزهاست که مظنون را زیر نظر دارد.
«observieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.