سطح B1فعل

beobachten

نظاره کردن، مشاهده کردن

English: to observe, to watch

صرف فعل beobachten

حال
er beobachtet
گذشته‌ی ساده
beobachtete
پرفکت
hat beobachtet
امری
beobachte! / beobachtet!
  • ich beobachte
  • du beobachtest
  • er/sie/es beobachtet
  • wir beobachten
  • ihr beobachtet
  • sie beobachten

جمله‌ی مثال با beobachten

  • Die beobachten mich.

    آن‌ها مرا زیر نظر دارند.

«beobachten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.