سطح C1فعل

beschatten

زیر نظر گرفتن، تعقیب کردن

English: to shadow, to tail

صرف فعل beschatten

حال
er beschattet
گذشته‌ی ساده
beschattete
پرفکت
hat beschattet
امری
beschatte! / beschattet!
  • ich beschatte
  • du beschattest
  • er/sie/es beschattet
  • wir beschatten
  • ihr beschattet
  • sie beschatten

جمله‌ی مثال با beschatten

  • Tom ließ seine Ehefrau Maria von einem Privatdetektiv beschatten.

    تام گذاشت همسرش ماریا را یک کارآگاه خصوصی تعقیب کند.

«beschatten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.