سطح C2فعل

miterleben

همراه با تجربه کردن

English: to witness, to experience

صرف فعل miterleben

حال
er erlebt mit
گذشته‌ی ساده
erlebte mit
پرفکت
hat miterlebt
امری
erleb mit! / erlebt mit!
  • ich erlebe mit
  • du erlebst mit
  • er/sie/es erlebt mit
  • wir erleben mit
  • ihr erlebt mit
  • sie erleben mit

جمله‌ی مثال با miterleben

  • Ich habe den Unfall miterlebt.

    من شاهد آن تصادف بودم.

«miterleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.