سطح B2فعل

durchhalten

دوام آوردن

English: to endure, hold out

صرف فعل durchhalten

حال
er hält durch
گذشته‌ی ساده
hielt durch
پرفکت
hat durchgehalten
امری
halte durch! / haltet durch!
  • ich halte durch
  • du hältst durch
  • er/sie/es hält durch
  • wir halten durch
  • ihr haltet durch
  • sie halten durch

جمله‌ی مثال با durchhalten

  • Du wirst nicht lange durchhalten.

    تو زیاد دوام نمی‌آوری.

«durchhalten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.