سطح B1فعل

loslassen

رها کردن

English: to let go, to release

صرف فعل loslassen

حال
er lässt los
گذشته‌ی ساده
ließ los
پرفکت
hat losgelassen
امری
lass los! / lasst los!
  • ich lasse los
  • du lässt los
  • er/sie/es lässt los
  • wir lassen los
  • ihr lasst los
  • sie lassen los

جمله‌ی مثال با loslassen

  • Du musst loslassen.

    باید رهاش کنی.

«loslassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.