سطح A1فعل

halten

نگه داشتن / توقف کردن

English: to hold, stop

صرف فعل halten

حال
er hält
گذشته‌ی ساده
hielt
پرفکت
hat gehalten
امری
halt! / haltet!
  • ich halte
  • du hältst
  • er/sie/es hält
  • wir halten
  • ihr haltet
  • sie halten

جمله‌ی مثال با halten

  • Der Fahrer hält den Bus an der Haltestelle.

    راننده اتوبوس را در ایستگاه نگه می‌دارد.

مترادف و متضاد

مترادف

«halten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.