سطح B2فعل

entlassen

اخراج کردن / مرخص کردن

English: to dismiss, to release

صرف فعل entlassen

حال
er entlässt
گذشته‌ی ساده
entließ
پرفکت
hat entlassen
امری
entlasse! / entlasst!
  • ich entlasse
  • du entlässt
  • er/sie/es entlässt
  • wir entlassen
  • ihr entlasst
  • sie entlassen

جمله‌ی مثال با entlassen

  • Tom wurde entlassen.

    تام اخراج شد.

مترادف و متضاد

«entlassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.