سطح B1فعل

losfahren

حرکت کردن، راه افتادن

English: to set off, to drive off

صرف فعل losfahren

حال
er fährt los
گذشته‌ی ساده
fuhr los
پرفکت
ist losgefahren
امری
fahr los! / fahrt los!
  • ich fahre los
  • du fährst los
  • er/sie/es fährt los
  • wir fahren los
  • ihr fahrt los
  • sie fahren los

جمله‌ی مثال با losfahren

  • Ich muss losfahren.

    باید راه بیفتم.

«losfahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.