سطح C2فعل

abgehen

ترک کردن، رفتن

English: to leave, to go off

صرف فعل abgehen

حال
er geht ab
گذشته‌ی ساده
ging ab
پرفکت
ist abgegangen
امری
geh ab! / geht ab!
  • ich gehe ab
  • du gehst ab
  • er/sie/es geht ab
  • wir gehen ab
  • ihr geht ab
  • sie gehen ab

جمله‌ی مثال با abgehen

  • Der Regen wird uns abgehen.

    دلمان برای باران تنگ می‌شود.

«abgehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.