سطح C2فعل

kurieren

درمان کردن

English: to cure, to treat

صرف فعل kurieren

حال
er kuriert
گذشته‌ی ساده
kurierte
پرفکت
hat kuriert
امری
kurier! / kuriert!
  • ich kuriere
  • du kurierst
  • er/sie/es kuriert
  • wir kurieren
  • ihr kuriert
  • sie kurieren

جمله‌ی مثال با kurieren

  • Ruhe und Mäßigkeit kurieren das Fieber.

    آرامش و اعتدال تب را درمان می‌کند.

«kurieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.