سطح C2فعل

kurven

پیچیدن، دور زدن

English: to curve, to turn

صرف فعل kurven

حال
er kurvt
گذشته‌ی ساده
kurvte
پرفکت
ist gekurvt
امری
kurv! / kurvt!
  • ich kurve
  • du kurvst
  • er/sie/es kurvt
  • wir kurven
  • ihr kurvt
  • sie kurven

جمله‌ی مثال با kurven

  • Das Auto kurvt langsam um die Ecke.

    ماشین به آرامی دور گوشه می‌پیچد.

«kurven» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.