سطح C2فعل

knattern

تق‌تق کردن

English: to rattle, to crackle

صرف فعل knattern

حال
er knattert
گذشته‌ی ساده
knatterte
پرفکت
hat geknattert
امری
knattere! / knattert!
  • ich knattere
  • du knatterst
  • er/sie/es knattert
  • wir knattern
  • ihr knattert
  • sie knattern

جمله‌ی مثال با knattern

  • Das Motorrad knatterte laut durch die Straße.

    موتورسیکلت با صدای تق‌تق بلند از خیابان رد شد.

«knattern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.