سطح C2فعل

rattern

تق‌تق کردن، لرزیدن

English: to rattle, to clatter

صرف فعل rattern

حال
er rattert
گذشته‌ی ساده
ratterte
پرفکت
hat gerattert
امری
rattere! / rattert!
  • ich rattere
  • du ratterst
  • er/sie/es rattert
  • wir rattern
  • ihr rattert
  • sie rattern

جمله‌ی مثال با rattern

  • Die alte Waschmaschine rattert beim Schleudern laut.

    ماشین لباسشویی قدیمی هنگام چرخش با صدای تق‌تق کار می‌کند.

«rattern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.