سطح C2فعل

knarzen

قژقژ کردن، صدا دادن

English: to creak, to squeak

صرف فعل knarzen

حال
er knarzt
گذشته‌ی ساده
knarzte
پرفکت
hat geknarzt
امری
knarz! / knarzt!
  • ich knarze
  • du knarzt
  • er/sie/es knarzt
  • wir knarzen
  • ihr knarzt
  • sie knarzen

جمله‌ی مثال با knarzen

  • Pietro hörte die Dielen über sich knarzen.

    پیرو صدای جیرجیر کفپوش‌های بالای سرش رو شنید.

«knarzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.