سطح C1فعل

klappern

تق‌تق کردن، صدا دادن

English: to rattle, to clatter

صرف فعل klappern

حال
er klappert
گذشته‌ی ساده
klapperte
پرفکت
hat geklappert
امری
klappere! / klappert!
  • ich klappere
  • du klapperst
  • er/sie/es klappert
  • wir klappern
  • ihr klappert
  • sie klappern

جمله‌ی مثال با klappern

  • Leere Wagen klappern am meisten.

    واگن‌های خالی بیشتر سروصدا می‌کنند.

«klappern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.