سطح C2فعل

klackern

تق‌تق کردن

English: to clatter, to click

صرف فعل klackern

حال
er klackert
گذشته‌ی ساده
klackerte
پرفکت
hat geklackert
امری
klacker! / klackert!
  • ich klacker
  • du klackerst
  • er/sie/es klackert
  • wir klackern
  • ihr klackert
  • sie klackern

جمله‌ی مثال با klackern

  • Die Tastatur klackert laut im stillen Büro.

    صفحه‌کلید در دفتر ساکت تق‌تق می‌کند.

«klackern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.