سطح B2فعل

quietschen

جیغ زدن، صدا دادن

English: to squeak, to screech

صرف فعل quietschen

حال
er quietscht
گذشته‌ی ساده
quietschte
پرفکت
hat gequietscht
امری
quietsch! / quietscht!
  • ich quietsche
  • du quietschst
  • er/sie/es quietscht
  • wir quietschen
  • ihr quietscht
  • sie quietschen

جمله‌ی مثال با quietschen

  • Meine Schuhe quietschen.

    کفش‌هایم جیرجیر می‌کنند.

«quietschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.