سطح C2فعل

knirschen

ساییدن، خرد شدن (با صدای قرچ‌قرچ)

English: to crunch, grind

صرف فعل knirschen

حال
er knirscht
گذشته‌ی ساده
knirschte
پرفکت
hat geknirscht
امری
knirsche! / knirscht!
  • ich knirsche
  • du knirschst
  • er/sie/es knirscht
  • wir knirschen
  • ihr knirscht
  • sie knirschen

جمله‌ی مثال با knirschen

  • Wir konnten Schritte auf dem Kies knirschen hören.

    صدای خرد شدن شن روی شن‌ها زیر پاها را می‌شنیدیم.

«knirschen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.