دریافت کردن، پول گرفتن
English: to collect, to cash in
Der Kellner kassiert am Ende des Abends.
گارسون آخر شب پول را دریافت میکند.
Ich muss an Tisch vier kassieren.
من باید با میز چهار حساب کنم.
«kassieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.