سطح A2فعل

kassieren

دریافت کردن، پول گرفتن

English: to collect, to cash in

صرف فعل kassieren

حال
er kassiert
گذشته‌ی ساده
kassierte
پرفکت
hat kassiert
امری
kassiere! / kassiert!
  • ich kassiere
  • du kassierst
  • er/sie/es kassiert
  • wir kassieren
  • ihr kassiert
  • sie kassieren

جمله‌ی مثال با kassieren

  • Der Kellner kassiert am Ende des Abends.

    گارسون آخر شب پول را دریافت می‌کند.

  • Ich muss an Tisch vier kassieren.

    من باید با میز چهار حساب کنم.

«kassieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.