[kaˈsiːʁən]
دریافت کردن، پول گرفتن
معنی، مثال و مترادفِ kassieren ←Der Kellner kassiert am Ende des Abends.
گارسون آخر شب پول را دریافت میکند.
Ich muss an Tisch vier kassieren.
من باید با میز چهار حساب کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی