سطح C2فعل

einsammeln

جمع کردن، گردآوری کردن

English: to collect, to gather

صرف فعل einsammeln

حال
er sammelt ein
گذشته‌ی ساده
sammelte ein
پرفکت
hat eingesammelt
امری
sammle ein! / sammelt ein!
  • ich sammle ein
  • du sammelst ein
  • er/sie/es sammelt ein
  • wir sammeln ein
  • ihr sammelt ein
  • sie sammeln ein

جمله‌ی مثال با einsammeln

  • Die Kinder sammeln die Äpfel vom Boden ein.

    بچه‌ها سیب‌ها را از زمین جمع می‌کنند.

«einsammeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.