واژگون کردن، سرنگون کردن
English: to tip over, to overturn
Er kippte das Glas und verschüttete den Saft.
او لیوان را واژگون کرد و آبمیوه را ریخت.
«kippen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.