سطح C1فعل

kippen

واژگون کردن، سرنگون کردن

English: to tip over, to overturn

صرف فعل kippen

حال
er kippt
گذشته‌ی ساده
kippte
پرفکت
hat gekippt
امری
kippe! / kippt!
  • ich kippe
  • du kippst
  • er/sie/es kippt
  • wir kippen
  • ihr kippt
  • sie kippen

جمله‌ی مثال با kippen

  • Er kippte das Glas und verschüttete den Saft.

    او لیوان را واژگون کرد و آبمیوه را ریخت.

«kippen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.