[izoˈliːʁən]
جدا کردن، ایزوله کردن
معنی، مثال و مترادفِ isolieren ←Von anderen Abstand zu halten und sich zu isolieren kann schwerfallen.
فاصله گرفتن از دیگران و منزوی شدن میتواند سخت باشد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی