سطح C2فعل

involvieren

درگیر کردن

English: to involve

صرف فعل involvieren

حال
er involviert
گذشته‌ی ساده
involvierte
پرفکت
hat involviert
امری
involvier! / involviert!
  • ich involviere
  • du involvierst
  • er/sie/es involviert
  • wir involvieren
  • ihr involviert
  • sie involvieren

جمله‌ی مثال با involvieren

  • Ich will dich nicht in meine Probleme involvieren.

    نمی‌خواهم تو را در مشکلاتم درگیر کنم.

«involvieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.