سطح B1فعل

bergen

نجات دادن، بیرون آوردن

English: to rescue, to salvage

صرف فعل bergen

حال
er birgt
گذشته‌ی ساده
barg
پرفکت
hat geborgen
امری
birg! / bergt!
  • ich berge
  • du birgst
  • er/sie/es birgt
  • wir bergen
  • ihr bergt
  • sie bergen

جمله‌ی مثال با bergen

  • Die Taucher bergen das Wrack.

    غواص‌ها لاشه کشتی را بیرون می‌آورند.

«bergen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.