سطح C2فعل

infizieren

آلوده کردن، مبتلا کردن

English: to infect, to contaminate

صرف فعل infizieren

حال
er infiziert
گذشته‌ی ساده
infizierte
پرفکت
hat infiziert
امری
infiziere! / infiziert!
  • ich infiziere
  • du infizierst
  • er/sie/es infiziert
  • wir infizieren
  • ihr infiziert
  • sie infizieren

جمله‌ی مثال با infizieren

  • Halten Sie doch Abstand, Sie infizieren mich noch!

    فاصله‌تان را نگه دارید، وگرنه من را آلوده می‌کنید!

«infizieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.