سطح C2فعل

infiltrieren

نفوذ کردن

English: to infiltrate

صرف فعل infiltrieren

حال
er infiltriert
گذشته‌ی ساده
infiltrierte
پرفکت
hat infiltriert
امری
infiltriere! / infiltriert!
  • ich infiltriere
  • du infiltrierst
  • er/sie/es infiltriert
  • wir infiltrieren
  • ihr infiltriert
  • sie infiltrieren

جمله‌ی مثال با infiltrieren

  • Die Hacker finden neue Wege, private oder öffentliche Netzwerke zu infiltrieren.

    هنرداشتان نیازهای جدیدی دریافت می‌کنند تا رابطه‌ای خیریه یا جمعیتی را اخراج کنند.

«infiltrieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.