سطح B2فعل

kontaminieren

آلوده کردن

English: to contaminate

صرف فعل kontaminieren

حال
er kontaminiert
گذشته‌ی ساده
er kontaminierte
پرفکت
hat kontaminiert
امری
kontaminiere! / kontaminiert!
  • ich kontaminiere
  • du kontaminierst
  • er/sie/es kontaminiert
  • wir kontaminieren
  • ihr kontaminiert
  • sie kontaminieren

جمله‌ی مثال با kontaminieren

  • Das Öl kontaminiert das Wasser.

    نفت آب را آلوده می‌کند.

مترادف و متضاد

«kontaminieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.