[ɪnfiˈt͡siːʁən]
آلوده کردن، مبتلا کردن
معنی، مثال و مترادفِ infizieren ←Halten Sie doch Abstand, Sie infizieren mich noch!
فاصلهتان را نگه دارید، وگرنه من را آلوده میکنید!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی